خرید بک لینک

درباره سایت

همه چیز از سرتاسر وب

از عزیزانی که دوست دارن در این سایت نویسنده باشن از قسمت تماس با ما اعلام کنن ضمنا برای ساخت اکانت نام ونام خانوادگی/نام کاربری/پسورد وایمیل مورد نظز خودشون رو ارسال کنند برای دریافت مطالب جدید سایت در خبر نامه عضو شوید.

امکانات وب

رندی هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکیشان از طلا بود و دیگری از نقره. اما آن رند همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد . هر روز گروهی از زنان و مردان می آمدند و به او دو سکه نشان میدادند و رند داستان ما همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد و مردم به او میخندیدند .تا این که مرد مهربانی از راه رسید و دید مه این رند را چگونه دست می اندازند , ناراحت شد. به سراغش رفت و گفت: "هر وقت دو سکه به تو نشان دادند تو سکه طلا را بردار این طوری هم پول بیشتری بدست می آوری و هم ترا دست نمی اندازند . " رند پاسخ داد:"ظاهرا حق با شماست اما اگر سکه طلا را بردارم دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند من از آنها احمق ترم . شما نمیدانید من با این کلک چقدر پول گیر آورده ام"

برچسب: احمق تر از احمق, نویسنده: amir تاريخ: پنجشنبه 3 مرداد 1392 ساعت: 19:19

صفحه بندی